وقتی محبتت را با همه وجودت به من تقدیم کردی و مرا شرمنده الطاف کریمانه ات کردی و دل قشنگت را مالامال از عشق به من کردی بار دلدادگی را سخت بر دلم نهادی و امانت عشق را در وجودم نهادی و عهد کردم که تکیه گاهت در همه لحظاتت باشم. مادر روزت مبارک ...
بادا بادا بادا، تولدت مبارک
شادا شادا شادا، تولدت مبارک
کیوان تولدت مبارک
سفلا(!!!) تولدت مبارک
ای دوست تولدت مبارک
این شعر رو یکی از بجه های دانشگاه تو اولین دقایق روز 31 اردیبهشت واسم اس ام اس کرد.
البته یه شعر دیگه تو همون دقایق بهم رسید که یادم نمیاد...
دَم تموم اوناییم که از طرق مختلف تبریک گفتن، گرم...
حالا اگه گفتی چند سالم شده...!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟
ضدّ حال پشت ضّّّد حال...! بعد از رفتن استاد میلانی فرد به خارج از کشور، فکر می کردم استاد دیگه ای نداریم که با رفتنش، حالم گرفته بشه؛ اما مثل اینکه کاملاً در اشتباه بودم. علاقه ی شدیدی به استاد ابریشمی پیدا کرده بودم و خودم ازش بی خبر بودم، این علاقه ی شدید شاید به خاطر این بود که خصوصیات ایشون خیلی شبیه به استاد میلانی فرد بود: قدرت علمیِ فوق العاده بالا، صفا و صمیمیت، تواضع و فروتنی، بها دادن به دانشجو، خوش برخوردی و مودب بودن و خیلی از صفات خوب دیگه که شاید الان یادم نمیاد و یا شاید هم بهشون پی نبرده ام .
این عکس هم فکر می کنم جلسه آخر یا ماقبل آخری بود که با استاد ابریشمی، هوش مصنوعی داشتیم:

اینم یه چندتا عکس از مراسمی که از طرف دانشگاه فردوسی واسه تقدیر از زحمات استاد صورت گرفته


استاد ابریشمی در اتاقشون در دانشگاه فردوسی

اینم خبر مربوط به ساخت نرم افزار تشخیص چهره که در روزنامه اطلاعات به چاپ رسیده بود


Good Luck
Dear Mr
Abrishami

در ادامه مسابقات فوتسال دانشگاه، دیروز مرحله یک چهارم نهایی برگزار شد. در اولین بازی این مرحله "فلزات غیر آهنی" 1 بر صفر "IT" رو بردند؛ "فرهنگ" با دو گل "اقتصاد" رو مغلوب کرد؛ "مایکروسافت"، قهرمان چند دوره ی این مسابقات، با نتیجه ی 3-1 "یاشار" رو شکست دادند و در آخرین بازی این مرحله تیم "نکسوز" 2 بر 1 مغلوب تیم "پیام" شد و از گردونه ی مسابقات حذف.
دیروز ساعت 16:30 دومین مسابقه مون رو برگزار کردیم. حریف دوم مون تیم "باسک" بود؛ تیم یکدستی بود اما یک مقدار از تیم IT ضعیفتر بود. بازیکنای ما نسبت به بازی اول خیلی هماهنگتر عمل کردند. تو نیمه اول مسابقه، موقعیت گل زیادی داشتیم اما فقط 2 تاش گل شد؛ یک گل رو هانی زد و یکی دیگه رو محسن. اواخر همین نیمه بود که محمود به شدت از ناحیه زانوی پای راست مصدوم شد و تا آخر بازی نتونست بازی کنه، یعنی عملاً یک نفر تعویضی بیشتر نداشتیم! نیمه دوم، برخلاف نیمه اول که تسلط ما رو توپ و میدون بیشتر بود، متعادل پیش رفت. تو این نیمه یک گل خوردیم که تقصیر هانی بود؛ چون بی موقع می خواست تعویض رو انجام بده! اما یک گل دیگه هم زدیم و بازی رو 3-1 بردیم. گل سوم رو هم هانی به ثمر رسوند. اما چه کرد این محمد جواد...! ترکوند...! هر کار خواست با توپ و بازیکنای حریف انجام داد. خیلی روش خطا انجام دادند. بی شک ستاره میدون بود!
با 3 امتیاز دیروز 6 امتیازی شدیم و به عنوان سرگروهِ گروه چهارم، راهی مرحله یک چهارم نهایی شدیم. امروز ساعت 13:30 تو این مرحله به مصاف تیم دوم گروه 3 یعنی "پیام" میریم.
به دلیل مصدومیت محمود، مجبورم امروز بازی کنم! اما نه به عنوان دروازه بان بلکه به عنوان بازیکن. به نوعی دوباره با توپِ گرد آشتی کردم...
